تبلیغات
من پذیرفتم که عشق افسانه است - مطالب سخن بزرگان
من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

دقیقا همن طور بود....

شنبه 2 آذر 1392

نوع مطلب :سخن بزرگان، 

روزی استادی از شاگردانش پرسید:آیا میدانیدچرا هنگامی كه انسانها خشمگین می شوند سر هم 

داد می زنند وبا وجود این كه طرف مقابل كنارشان است بلندصحبت میكنند؟
هر كدام جوابی دادند اما هیچ كدام از جواب های شاگردان استاد را راضی نكرد

او گفت:زیرا دو آدم عصبانی قلب هایشان ازیكدیگر دور می شودوآنها باید این فاصله را جبران كنند
تاصدایشان به یكدیگر برسد

اما آنهایی كه عاشقند قلب هایشان بهم نزدیك است وبه آرامی و با محبت با هم صحبت می كنند
و هنگامی كه عشق آنها عمیق تر شود با نگاه با هم صحبت می كنند


به راستی فلسفه ی بودن و زندگی کردن چیست؟

سه شنبه 14 آبان 1392

نوع مطلب :سخن بزرگان، 


همیشه با خودم کلنجار میرم که فلسفه ی این دنیایی که ما ادما روزمونو توش شب می کنیم شبمونو توش روز می کنیم چیه؟وقتی حسابی میشینم و فکر می کنم به این نتیجه میرسم که همه چیز پوچ و بی معنیه...دوروبره این دنیا رو پول  منفعت شهرت  دروغ  عشق  نفرت  ریا  دورویی  دوست  دشمن و...گرفته همه ما ادما سعی می کنیم نقش ادم خوبه رو بازی کنیم ... چرا؟




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها