تبلیغات
من پذیرفتم که عشق افسانه است - مطالب دی 1394
من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

سلام ای عشق

چهارشنبه 30 دی 1394

❄️

سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی
 که روزی چشمهایم را، به دنیایی نمیدادی
 سلام ای رفته از دستی، که میدانم نمی آیی
 و میدانم برای من، امیدی رفته بر بادی
 به خاطر داریَم آیا؟ !به خاطر دارمت آری!
 سلام ای باور پاکی، که از چشمم نیفتادى
 اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی
 رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی!
 سکوتم را نکن باور، خودت هم خوب میدانی
 که در اشعار من چیزی، شبیهِ داد و فریادی




آهنگ ریسک،ناصر صدر

چهارشنبه 30 دی 1394


لعنت به تو

سه شنبه 29 دی 1394

هدایای تو هم دشمنم شده اندبی وجودشان شاید میتوانستم بی تو سر کنم....


دروغ بزرگ زندگیم...

سه شنبه 29 دی 1394

نه باکلمات، نه باسکوت با هیچکدام  نمیتوانم غم ا از دست دادنت  را توصیف کنم،نمیخواهم از تو هیچ خاطره ای حتی در ذهنم باقی بماند اما.....

منم به شیوه ی خودم دعایت میکنم...


ای وای من،ای وای من....

دوشنبه 28 دی 1394

وای اگر امشب نیایی پیش من ... ای وای من ...
وای اگر کل جهانت را نریزی پای من ...

وای اگر معشوقه ی محبوب دیگر گردی و ...
وای اگر خالی شود جای تو در دنیای من

وای اگر آوای شور انگیز یار دیگری
مرهم جان تو گردد جای نجواهای من

وای اگر امشب بگویی خسته ای از شعر من
وای اگر رخ برکشی از دیده ام ... رویای من ...

آن زمان سیلی فرو می ریزد از چشمان من
غرقه خواهی شد در این طوفان ... در این دریای من ...

 می شوم دیوانه ای مجنون تر از فرهاد و قیس
نوحه می خوانم در این تاریکی شب های من

می زنم خنجر به جان و تیشه بر دنیای خویش
می درم این خرقه ی تنهایی ام ... زیبای من ...

باید امشب عقد چشمانم شود چشمان تو
محرم لب های من گردی تو با فتوای من ...


ای روزگار....

یکشنبه 27 دی 1394

ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ...

ﺩﻝِ ﺷﻮﺧﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....!

ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ ... ﺳﺎﺯﺕ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻮﮎِ ﮐﻮﮎ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﻧﻤﯽﺭوند....

ﻣﺤﺾِ ﺭﺿﺎﯼِ ﻫﺮﮐﻪ ...!

ﻧﻮﺍﺯﺷﻢ ﮐﻦ ...! ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﭼﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﮔﻠﻮ ،ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖِ ﻣﻦ ﺟﺰ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥِ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﭘﺸﺖِ ﺧﺮﻭﺍﺭﻫﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ...

ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺖِ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﻫﯿﻢ ..

ﺣﺎﻻ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼِ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖﺑﯿﺎ ﻭ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲِ ﻧﺎﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﻫﺎﯾﺖ ... با من کمی بساز روزگار.،،،!


معین،همدم

سه شنبه 22 دی 1394

امشب داشتم یکی، یکی به آهنگ های توی آلبومم گوش میدادم که یکدفعه آهنگ همدم معین پخش شد و منو برد توی رویا..یاد روزی که روی مبل لم داده بودو من توی آشپزخونه مشغول بودم و صدا زد بیا تو بغلم میخوام این آهنگ منو تو باشه و همیشه تو خاطرمون بمونه..آون روز غرق در آهنگ بودم و فکر میکردم هیچوقت تغییری تو رابطه ی ما بوجود نمیاد..

حتی تو فکرم هم نمیگنجید روزی برسه بهم بگه برو من میخوام بعد این عاشق عشقم بشم.....

واقعا در انتخاب نفرین مرددم که چه دعایی بکنم تا مثل من بسوزه...

خدا ازت نگذره...خدا ازت نگذره


دنیا تا کی.....

دوشنبه 21 دی 1394

اینجا به مرز بی تفاوتی ها رسیده ام دلم را دیگر هیچ چیز نمی لرزاند!!

در من دلهره... در من ترس... در من احساس مرده است!!

این روزها بی خیال خیالم شده ام

منتظرم دنیا تمام شود!!


لعنت به تو... لعنت به عشق....

شنبه 19 دی 1394

نوع مطلب :زمزمه های دلتنگی، 

نمیدانم به کدامین گناه محکوم شدم به عاشق شدن که این عشق جز سوختن برایم چیزی نداشت...

آرزو میکنم روزگار بیاورد هر آنچه را که تو به من دادی و روزی سوختنت را به چشم ببینم آنروز است که به آرامش خواهم رسید...

روزی که تو نیز چون من شوی...



تو بیا همسرم باش

جمعه 18 دی 1394

باورم کن ٬ باورم کن ٬ آنچه هستم
بسکه نا باوری دیدم تو خودم هر بار شکستم ٫ 
باورم کن ٬ خیلی خسته ام از غم ‌ناباوریها ٬ 
تو کمک کن تا نباشم آیه در بدریها
باورم کن که تو سینه غم دارم به 
حجم فریاد ٬ 
اخه این غم کمی نیست که٬ 
صداقت رفته بر باد٬  
زیر این گنبد وحشی 
توی این دل نگرونی ٬ 
تو اگه بخوای میتونی٬ 
تو بیا همسفرم باش




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها