تبلیغات
من پذیرفتم که عشق افسانه است - مطالب آذر 1393
من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

آن روزها....

یکشنبه 23 آذر 1393


وقتی از عشقت جدا میشی...
اولش داغی...
میگی بیخیال بابا دنیا رو عشقه...
ی چن ساعت ک میگذره...
هی تند تند گوشیتو چک میکنی......
عصبی میشی...
میری اس ام اسایی ک داده بود رو همشونو چندبار از اول میخونی...
میری تو گالری و به عکساش نگاه میکنی...
یدفعه گوشیتو میذاری کنار و خیره میشی ب رو ب روت...
فکر میکنی...
ب همه چی...
الآن کجاس ؟ 
چی کار میکنه؟
اونم دلش برا من تنگ شده؟
اونم داره کم کم ،کم میاره؟
چی شد اون دوست دارم گفتنا...؟
اون عشقم گفتنا... اون قول و قرارا...؟
حالا میری تو خاطراتت دنبال نشونی بگردی ک ببینی واقعا عاشقت بوده یا نه...
وارد خاطرات ک میشی دیگه کنترل اشکات دست خودت نیست...
این کارا میشه کار هر روزت..
دیگه شبا بهم شب بخیر نمیگین..
دیگه صبحا به عشقش از خواب بیدار نمیشی...
دیگه امیدی ب هیچ چیزی نداری...
دیگه *** عاشق *** میشی


آن روزها...

یکشنبه 23 آذر 1393

وقتی از عشقت جدا میشی...
اولش داغی...
میگی بیخیال بابا دنیا رو عشقه...
ی چن ساعت ک میگذره...
هی تند تند گوشیتو چک میکنی......
عصبی میشی...
میری اس ام اسایی ک داده بود رو همشونو چندبار از اول میخونی...
میری تو گالری و به عکساش نگاه میکنی...
یدفعه گوشیتو میذاری کنار و خیره میشی ب رو ب روت...
فکر میکنی...
ب همه چی...
الآن کجاس ؟ 
چی کار میکنه؟
اونم دلش برا من تنگ شده؟
اونم داره کم کم ،کم میاره؟
چی شد اون دوست دارم گفتنا...؟
اون عشقم گفتنا... اون قول و قرارا...؟
حالا میری تو خاطراتت دنبال نشونی بگردی ک ببینی واقعا عاشقت بوده یا نه...
وارد خاطرات ک میشی دیگه کنترل اشکات دست خودت نیست...
این کارا میشه کار هر روزت..
دیگه شبا بهم شب بخیر نمیگین..
دیگه صبحا به عشقش از خواب بیدار نمیشی...
دیگه امیدی ب هیچ چیزی نداری...
دیگه *** عاشق *** میشی


افلاطون را گفتند.....

چهارشنبه 5 آذر 1393


گرم بگیری با او....

چهارشنبه 5 آذر 1393

ﮔﺮﻡ ﺑﮕﻴﺮﻱ ﺑﺎ ﺍﻭ ...
ﺳﺮﺩ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ...
ﺍﻳﻦ ﻳﻚ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻱ ﺑﻲ ﺭﺣﻢ ﺍﺳﺖ ...
ﺗﻠﺦ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺳﺮﺩ ...
ﺗﺎ ﺷﺎﻳﺪ .. ... ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ... ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺗﻮﻱ ﺧﻤﺎﺭﻳــﺶ !
... ﺧﻤﺎﺭِ ﻳﻚ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺕ !..
ﻋﺰﻳﺰ ﺩﻟﻢ ... ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺁﻣﺪ ..
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻛﻦ ...
ﺿﻌﻒ ﻧﻜﻨﻲ.. ﻏﺮﻕِ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻧﺸﻮﻱ..
ﺩﻭﺭِ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺮﺩﻱ ...
ﮔﺮﻡ ﻛﻪ ﺑﮕﻴﺮﻱ ﺑﺎ ﺍﻭ ...
ﺳﺮﺩ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ....
ﺍﻳﻦ ﻳﻚ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺖ ....
ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ..
ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ ...
ﺍﻣﺎ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ...
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ...
ﺑﯽ ﺭﺣﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .. ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ... ﻣﯿﺮﻭﺩ ..
ﭘﺸﺖِ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ....


دکتر شریعتی....

دوشنبه 3 آذر 1393

چه زیبا گفت دكتر شریعتی: در دنیایی كه روزی روح خودم، مرا ترك میكند، انتظار ماندن از دیگران بیجاست...
برای کسی که
میفهمد 
هیچ توضیحی لازم نیست
        و
برای کسی که
نمیفهمد
هر توضیحی اضافه است

آنانکه میفهمند
عذاب میکِشند
         و
آنانکه نمیفهمند
عذاب می دهند

مهم نیست
که چه "مدرکی" دارید
مهم اینه
که چه "درکی" دارید

مغزِ کوچک
و دهانِ بزرگ
میلِ ترکیبیِ بالایی دارند

کلماتی که
از دهانِ شمابیرون می آید.  
ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست

پس

وای بر جمعی
که لب را
بی تامل وا کنند

چرا که

کم داشتن و زیاد گفتن
مثلِ
نداشتن و زیادخرج کردن است!

پس نگذارید

زبانِ شما
از افکارتان جلو بزند...


عاشقتم....

شنبه 1 آذر 1393

کسی را دارم که آنقدر برایم کسی هست 

که نگاهم دنبال کسی نیست

واین راهزار بار فریاد میزنم که

دیگرکسی به چشمم نمی آید

وهیچ نگاهی دلم رانمیلرزاند

همه بدانند انسان که سهل است

وجودش رابه دنیا هم نمیدهم.


اگر فقط تو باشی....

شنبه 1 آذر 1393

"تو" کنارم باشی
من آنقدر میخندم که مبادا خنده ی  دیگری را ببینی!
"تو" کنارم باشی
آنقدر به چشمانت خیره میشوم که مبادا چشمان دیگری نگاهت را از من بدزدد!
"تو" کنارم باشی
من عمیق تر نفس میکشم که تمام عطرت سهم من باشد!
"تو" کنارم باشی
حال من خوب است




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها