من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

روزگار...

سه شنبه 26 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 

زنـدگــی انـگــار

تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!

هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم

او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام

هـول میزنــد

بـــرای ضـربــه بـعــد .... !

کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...

خـیــالـت راحـت !!....

خـسـتـگــی ِ مــن
به ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ..


مشکل ما آدما اینه که....

دوشنبه 18 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 

مشکل اینجاست که همیشه برای فرار از دست یک آدم به آدم دیگری پناه برده ایم!

 اعتیاد به آدمها بدترین نوع اعتیاده 


ﺩﻟﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﯼ ﺑﻐﻠﺖ ﺑﻤﯿﺮﻡ !

جمعه 15 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 

خودش را در آغوش دیگری پرت می کند .

در تخت دیگری غلت می زند ...

اما ، خدا و خودش می داند که .....

که دارد حواسش را پرت می کند .. 

که دارد میان درد عشق غلت می زند ...

دلش را جا گذاشته ... می داند کجا ، 

اما نمیشــــــود برود سراغ دلش ...

راضی است به غلت زدن و پرت شدن ..!


اما دور نباش....

سه شنبه 12 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 

برای بودن,
گاهی لازم است که نباشی!
شاید نبودنت, بودنت را به خاطر آورد...
اما دور نباش.... 
دوری همیشه دلتنگی نمی آورد....
فراموشی همان نزدیکیهاست !


عزیزم...

سه شنبه 12 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 

چیز دیگری نمی خواهم،

شاید فقط سهمم را!

از آغوش تو

که روزها به جنونم می کشد

شبها شاعر . . . !


راز آن چشم سیه

سه شنبه 5 شهریور 1392


راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن

حسین منزوی
راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن

حسین منزوی
Lik


ای تنها هم آغوش من

سه شنبه 5 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 



ای تنها هم آغوش من

بیا که احساست را برایت

دست نخورده نگاه داشته ام و

جسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام

بیا که می خواهم وقتی دستانت را به روی احساسم می گذاری

از فرط لذت

قطره های اشک بر گونه هایت بدرخشد

می خواهم با اشکهایت بر تمام احساسم بوسه زنی

می خواهم اشکهایت تمام روحم را خیس کنند ,

بیا که سالهاست سر به دیوار نهاده ام ,
بیا ای تنها هم آغوش من , بیا . . . .




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو