من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

ﺩﻟﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﯼ ﺑﻐﻠﺖ ﺑﻤﯿﺮﻡ !

جمعه 15 شهریور 1392

نوع مطلب :عاشقانه ها، 

خودش را در آغوش دیگری پرت می کند .

در تخت دیگری غلت می زند ...

اما ، خدا و خودش می داند که .....

که دارد حواسش را پرت می کند .. 

که دارد میان درد عشق غلت می زند ...

دلش را جا گذاشته ... می داند کجا ، 

اما نمیشــــــود برود سراغ دلش ...

راضی است به غلت زدن و پرت شدن ..!




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic