من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

باز هم قلبی به پایم افتاد

جمعه 4 اسفند 1391

نوع مطلب :عاشقانه ها، شعر، 


باز هم قلبی به پایم افتاد
باز هم چشمی به رویم خیره شد
باز هم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قل سردی چیره شد
بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز
خود نمی دانم چه می جویم در او
عاشقی دیوانه میخواهد که زود بگذرد از مال و جاه و آبرو
او شراب بوسه میخواهد زمن
من چه گویم قلب پر امید را؟
او به فکر لذت و غافل که من
غافلم آن لذت جاوید را
من صفای عشق میخواهم از او
تا فدا سازم وجود خویش را
او تنی میخواهد از من اتشین
تا بسوزاند در تو تشویش را
من به او میگویم ای آغوش کرم ،مست نازم کن که من دیوانه ام
من به او گویم ای نا آشنا بگذر از من،من تو را بیگانه ام
آه از این درد
آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا کس به آوازش نخواند


How do you get taller?
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:00 ب.ظ
Hello, its pleasant article about media print, we
all know media is a fantastic source of information.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:29 ق.ظ
This site definitely has all the info I wanted concerning this subject
and didn't know who to ask.
یکشنبه 6 اسفند 1391 10:36 ب.ظ

گاهی
هوس میکنم
در آغوشت حل شوم ...
باهمه سردیت،
هنوز
برایم گرمترین حس دنیایی …♥
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic