من پذیرفتم که عشق افسانه است

یا بمان . . . و امید فردایم باش یا دیروزم را برگردان و برو . . .!

آن زمانی که خدا نیز پر از تنهایی ست..

یکشنبه 22 بهمن 1391

نوع مطلب :زمزمه های دلتنگی، 

بار اول بی هیچ کششی  دیدمت...

باردوم الکی الکی دل به تو با تردید بستم...

روز های  بعد دزدکی و با کمی اشتیاق نگاهت می کردم...

ماهای بعدی کم ،کم داشتی به دلم می نشستی

و بعد ها یک دوست داشتن واقعی ،یه کشش وصف ناپذیر ...

اری نامش عشق بود...

 و اما

حالا ترجیح می دهم یواشکی دوستت داشته باشم


همسفر عشق
یکشنبه 22 بهمن 1391 10:58 ب.ظ
همسفر عشق یکشنبه 22 بهمن 91 21:18
باورت بشود یا نه !؟روزی می رسد ....که دلت برای هیچ کس ؛به اندازه ی من تنگ نخواهد شد !برای نگاه کردنم ؛... خندیدنم ، اذیت کردنم ...برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی ! روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود ، می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد... !!! ...
پاسخ elena yankov : نمی خواد منتظر ان روز باشی من همین الان هم در حسرت یه لحظه در کنارت بودنم، اما این بودن هایم اگر به قیمت ازردنت باشه بهتر که نباشم...
خدایم خودش شاهده که من هیچگاه حتی در تصورم هم نگنجیده که بخوام ازارت بدم...
حالا خودت می مانی و وجدانت .....
عشق واقعی به نظر من گذشتن از خودٍ...


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic